تخفیف ویژه
اكسپرسيونيسم؛ اولویت احساس درونی ما | رهپویان دانش واندیشه

اكسپرسيونيسم؛ اولویت احساس درونی ما

اكسپرسيونيسم؛ اولویت احساس درونی ما

ونسان ونگوک

اكسپرسيونيسم، اصطلاحی است كه عمدتا ً در هنرهاي تجسمي به كار می‌‌رود و عبارت است از بهره‌گيری از كژنمایی و مبالغه براي ابراز و متجلی ساختن عواطف درونی هنرمند. اين اصطلاح، در دالالت عام و گسترده‌اش، می‌تواند به هرنوع آفرينش هنری اطلاق شود كه بيشتر بر نماياندن احساس درونی و ذهنی تأكيد می‌ورزد تا مشاهده‌ عينی و بيرونی.

تابلوهای برخی از هنرمندان قرن شانزدهم همچون گرونوالت و ال گركو، كه عواطف شديد دينی را از طريق فرم‌های كژنما و غير بازنما انتقال می‌دادند، نمونه‌های برجسته‌ اكسپرسيونيسم به شمار می‌آيند؛ نوعي از نقاشي كه به گونه‌ای احساساتی و عاطفی از رنگ و خط بهره می‌گيرد تا انفعالات دهشتناک آدمی را به نمايش درآورد. اكسپرسيونيسم بين سال‌های 1905 و 1930، جنبش مسلط هنری در آلمان بود و رهبری آن را هنرمندان همبسته با گروه پل و سوار آبی بر عهده داشتند.

در امپرسيونيسم از يك شيء خارجي تأثر می‌پذيرند و آن تأثر را بيان می‌كنند. در اكسپرسيونيسم شیء خارجی مطرح نيست بلكه يك امر درونی بيان می‌شود. به عبارت ديگر می‌توان گفت در امپرسيونيسم چیزی را كه در بيرون است با ديده‌ درونی خود می‌بينيم و بيان می‌كنيم؛ اما در اكسپرسيونيسم چيزی را كه در درون است در بيرون، حيات می‌بخشيم.

امپرسيونيست‌ها منحصر به ‌فرد بودن هر شیء را در لحظه‌ای از زمان نشان می‌دادند، اما اكسپرسيونيست‌ها همین كار را با فاعل انسانی می‌كردند. به اين دليل است كه آن‌ها مدرنيست به حساب می‌آيند اما امپرسيونيست‌ها نه. نقاشانی مانند ادوارد مونك، خود بيگانه‌ای را در محيط تصور می‌كردند و واقعيت را به نحوی كه احساس می‌شد نقاشی می‌كردند نه به نحوی كه می‌نمود.

ونسان ونگوگ و پل گوگن، مهم‌ترين نقاشانی بودند كه راه را برای اكسپرسيونيست‌ها هموار كردند و نمايندگان بارز و پيشگام بيان حسي بی‌واسطه‌ فردی (درونی) در نقاشی به شمار می‌آيند. ون‌گوگ در اين ميل به بيان خود يا تصوير كردن خود و نه صرفا بازنمايی، درواقع دنيای تاريك اكسپرسيونيسم را پيش‌بينی می‌كند. ون‌گوگ در تبديل احساسات و تأثرات خويش به رنگ و فرم، توفيقی بی‌نظير می‌يابد.

نقاشان اكسپرسيونيست، برخلاف امپرسيونيست‌ها، بيش‌تر بر سايه‌ها تمركز داشتند تا نور و جلوه‌های شوم سايه و تاريكی و كيفيات و حالت كابوس و بيگانگی در كار آن‌ها بيش‌تر ديده می‌شد؛ برخلاف تجليل درخشش و زيبايی كه در كار نقاشی چون اوگوست رنوار ديده می‌شود.

نویسنده: غلامحسین فرشادی

منبع: شماره 227 مجله آزمون

درباره نویسنده

محسن خسروجردی