در دنیای مدرن به دانش‌آموزان «چگونه اندیشیدن» را بیاموزیم

در دنیای مدرن به دانش‌آموزان «چگونه اندیشیدن» را بیاموزیم

بیش از یک قرن است که از دانش‌آموزان ربات‌هایی می‌سازیم برای انجام وظایفی که فعلا ماشین‌ها قابلیت انجام آن را ندارند. درواقع دانش‌آموزان را برای همان کاری آموزش می‌دهیم که ماشین‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌شوند. اما اکنون مهم این است که به دانش آموزان  به جای چطور اندیشیدن، چگونه اندیشیدن را بیاموزیم. 

در قرن بیستم، آموزش و پرورش یک فرایند انتقال اطلاعات تلقی می‌شد که در آن باید اطلاعات مناسب به دانش‌آموزان منتقل می‌شد تا آنها مانند چرخ دنده‌هایی در کارخانه‌ها و دفاتر کار کنند یا با در نظر گرفتن شرایط امروزی به عنوان هارد درایوهای سیار شناخته شوند. با این حال، جریان تولید انبوه تأثیری فراتر از افزایش بهره‌وری داشت؛ به طوری که کار را به اجزای ساده تری قسمت می‌کرد تا بتوان یک وظیفه کوچک را طی روزهای متمادی بدون فکر و دانش نسبت به فرایند تولید، تکرار کرد.

به عنوان مثالی ملموس و قابل فهم، می‌توان فرایند تولید کالایی ساده مانند کفش را در نظر گرفت. قرن‌ها پیش کفش‌ها دست ساز بودند و کل فرایند تولید آنها توسط فردی ماهر انجام می‌شد. بعدها صدها نفر وارد فرایند تولید یک جفت کفش شدند؛ به طوری که کارگری غیر ماهر در تمام طول روز و روزهای پیاپی، تنها تکه‌های مشخصی از یک قسمت از کفش را به هم وصل می‌کرد. درنهایت امروزه همه فرایند تولید یک جفت کفش توسط ماشین‌ها انجام می‌شود. اکنون سؤال تأمل برانگیز این است که در چنین شرایطی چه بر سر انسان‌هایی می‌آید که آموزش دیده بودند تا با ماشین‌ها کار کنند؟

اکنون آموزش انسان‌های ماشینی باید پایان بپذیرد. برای موفقیت در دنیای اتوماتیک، ما باید تا حد ممکن غیر ماشینی باشیم. کل فرایند آموزش باید حول این ایده تغییر یابد: بچه‌ها باید به جای به چه اندیشیدن به چگونه اندیشیدن فکر کنند. ضبط کردن داده‌ها در دنیایی که هر کسی می‌تواند کل دانش بشری را همراه خود حمل کند بی معنی است.

در واقع چالش مورد بحث، تحلیل اطلاعات است نه ذخیره‌سازی اطلاعات.  به بیان دیگر، موضوع، خود اطلاعات نیست، بلکه چگونگی استفاده از اطلاعات است. آموزش مسائلی مانند خلاقیت، کنجکاوی، تفکر انتقادی، تفکر تحلیلی، حل مسائل و عشق به ذات آموزش، لازمه‌ی حیاتی گذار از عصر صنعتی به عصر اتوماتیک است. آموزش چگونگی همکاری و همدردی با دیگران، محور اصلی این فرایند است.  انسان بودن یعنی عضوی از جامعه بشری باشیم نه اینکه کارهای رباتی یکنواخت انجام دهیم. این اتفاق نیازمند بازتعریف واژه کار است.

بیشتر افراد زمانی که از آینده کاری صحبت می‌کنند، منظورشان آینده کارهای همراه با دستمزد است، در حالی که در آینده کاری باید تمام مشاغل در نظر گرفته شوند. به عنوان مثال کسی که وبسایت ویکی‌پدیا را ویرایش می‌کند یا کسی که در کدنویسی سایت گت‌هاب مشارکت دارد یا حتی از عضوی از خانواده نگهداری می‌کند، کار او باید اهمیت خدماتی را داشته باشد که در ازای دریافت مزد انجام می‌شوند. همه این کارهای مهم به عنوان یک هدف انجام می‌شوند، نه فقط برای به دست آوردن دستمزد.

بر این اساس میزان حداقل درآمد بدون شرط حقوق پایه بالاتر از خط فقر برای همه باید یکی از ویژگی‌های مهم کارهای آینده باشد. با این راهکار، شغل‌های دارای دستمزد به صورت اتوماتیک انجام می‌شوند و افراد می‌توانند بر کارهای دیگری که باید انجام شوند، کارهای بدون دستمزد یا هدفمند که نمونه‌های آن در باال ذکر شد، تمرکز کنند. این روشی است که منتهی به مشارکت افراد بیشتری در کارهای هدفمند می‌شود.

تعدادی از این شغل‌ها را در دنیای امروز هم می‌توان یافت، هرچند این کارها در شیفت‌های زمانی کوتاه‌تری نسبت به کلیشه‌های 8 ساعت در روز یا 5 روز در هفته انجام می‌پذیرند. برای گروه دیگری از این مشاغل این اتفاق راهکاری برای بازگشت به دنیای خوداشتغالی است؛ دنیایی که در آن هر محصولی دست‌ساز است و از ابتدا تا انتهای فرایند تولید توسط یک نفر انجام می‌شود. سامانه‌هایی مانند اتسی نمایانگر گوشه‌ای از آینده هستند.

درنهایت گروهی نیز تولید را فقط برای تولید انجام می‌دهند. این افراد، واسطه میان تولیدکننده و مصرف‌ کننده محصولالت و خدمات هستند؛ واسطه‌هایی که به صورت مجانی در دنیای اقتصادی متفاوتی که در آن شهرت و اعتبار جای پاداش و مزد را می‌گیرد، فعالیت می‌کنند.

در یک جمع‌بندی کلی باید گفت برای موفقیت در آینده، نیازمند تعریف دوباره معنای انسان هستیم. به گفته مارک تواین: »مهمترین روزهای عمر شما دو روز است؛ روزی که به دنیا می‌آیید و روزی که می‌فهمید چرا به دنیا آمده‌اید.« در دهه‌های پیش رو شغل‌ها راهی برای یافتن چراهای ما به عنوان انسان خواهند بود و آموزش نیز باید خود را با این اصل مطابقت دهد.

منبع: شماره 6 مجله سرای دانش

درباره نویسنده

محسن خسروجردی